السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

10

تفسير هدايت (فارسى)

پروردگارش اداره مىشود . نتيجه آن مىشود كه از مسير اسماء و آيات پراكنده بر آستان طبيعت به خدا راه يابد . قرآن به اعتبار اين كه كتاب خداست و در آن ترديدى نيست ، براى ما از طبيعت سخن مىگويد به اين اعتبار كه طبيعت پلى است كه انديشهء آدمى براى وصول به معرفت خداوندى بايد از آن بگذرد . و نيز از آن روى كه طبيعت مظهر والاى اسماء و آيات خداوند است . همچنين طبيعت وسيله‌اى است كه آدمى را يارى مىدهد تا زواياى نفس خويش بكاود و به پروردگارش راه يابد و مسير تكامل را بپيمايد تا به خدا و اصل شود . اگر در طلب خدا هستى بايد كه به آسمانها بنگرى ، نه آن كه در حجره‌اى تاريك سر به لاك خود فروبرى . مبادا اگر به آسمان مىنگرى آسمان را چون اشياء ثابت و جامد و جاهل پندارى ، هرگز چنين مكن ، آسمان و هر چه بر فرا سر خود مىنگرى حقايقى هستند همه توحيد گوى ذات بارى تعالى و ساجد در برابر عظمت خداوندىاش . چرا اين سوره را الانعام ( چارپايان ) ناميد ؟ سورهء انعام هم ، چون هر سورهء ديگرى از قرآن نور توحيد مىتاباند ، و فروغ ايمان به خدا را در ضمير انسان مىافكند ، ولى چرا بدين نام ناميده شد و مثلا نامهايى چون « الحى القيوم » يا « الصمد الاحد » يا « القدوس الاعلى » يا « الحمد و التسبيح » ندارد . و از ميان همهء نامها آن را به نام « انعام » خوانده‌اند . « چارپايان » در قرآن نماد بىخردى و بلاهت‌اند و آدمى مىپندارد كه چنين موجوداتى نبايد در حوزهء ايمان و معرفت جايى داشته باشند با وجود اين خداوند اين سوره را « الانعام ، چارپايان » ناميد . بدين سبب كه نظر ما را دربارهء انعام ديگرگون كند و دريابيم كه اينها از نعمتهاى پروردگارند و مآلا ما را از جهتى به خداوند راه مىنمايند ، و براى ما ايجاد مسئوليتهايى مىكنند ، مسئوليتى كه مؤمن در برابر پروردگارش بدان شعور مىيابد . / 10 در اين سوره در آيات 138 تا 148 از چارپايان